۱۳۸۶ اسفند ۲۰, دوشنبه

کتاب‌خانه‌های ایران پاک‌سازی می‌شوند

ردیوزمانه
دبيركل نهاد كتابخانه‌هاي عمومي ایران اعلام کرد، طرح جمع‌آوری کتاب‌های منفی از کتاب‌خانه‌های سراسر کشور به زودی اجرا خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا) "منصور واعظي" در دومين روز گردهمايي مديران كل كتابخانه‌هاي استان‌ها، گفت:"كتاب‌هايي كه ارزش منفي دارند و در گذشته وارد كتابخانه‌ها شده‌اند جمع‌آوري خواهند شد."
هرچند واعظی نگفت که مبنای ارزش‌گذاری مجدد کتاب‌های موجود در کتابخانه‌های کشور بر چه اساس و شیوه‌ای خواهد بود، اما از زمان پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری، روند ارزش‌یابی و ارزش‌گذاری در بسیای از حوزه‌های فرهنگی بر مبنای قرائت‌های بنیادین از اسلام صورت می‌گیرد.
وي همچنین خاطرنشان كرد: "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به تازگي 20ميليارد ريال كتاب كمك درسي به مساجد اهدا كرده است."
طرح پا‌ک‌سازی کتاب‌خانه‌های کشور از "کتاب‌های منفی" در حالی به اجرا گذاشته می‌شود، که پیش از این در 28 بهمن ماه سال‌جاری جمعی از ناشران کشور با برگزاری نشستی مطبوعاتی نسبت به سیاست‌های سخت‌گیرانه وزارت ارشاد در اعطای مجوز به کتاب‌های خود اعتراض کردند.
شیرین عبادی که وکالت پرونده شکایت ناشران از عملکرد وزارت ارشاد را بر عهده دارد در سخنان خود در این نشست گفت: "متاسفانه در ماه‌های اخیر کتاب‌های بسیاری بدون ذکر دلیل از سوی وزارت ارشاد رد صلاحیت شده و مجوز چاپ نگرفتند." وی گفت: "در حقیقت سرنوشت چاپ کتاب در کشور ما به «سلیقه‌ها» تبدیل شده است."
خانم عبادی خاطر نشان کرد گاهی ممکن است زحمات بسیار یک نویسنده با توجه به چارچوب فکری کسی که کتاب را بررسی می‌کند از بین برود.
---
درزمانه ای که کل یک کتابخانه را درچند سانتیمتر مکعب جا داده اند ، حضرات به یاد کتاب سوزی افتاده اند. الخیر فی ما وقع !!!
نوشته زیر بخشی از مقاله «آش شله قلمکار سنت + مدرنتيه +...، نادره افشاری» است که در گویا نیوز منتشر شده بود:
داريوش فروهر، رهبر حزب ملت ايران که با همسرش در آذر ماه ۱۳۷۷ همراه با عده‌ای ديگر از روشنفکران و نويسندگان و پژوهشگران ايرانی، قربانی تروريسم دولتی حکومت اسلامی ـ موسوم به سريال قتل‌های زنجيره‌ای يا کشتار درمانی ـ شد، يکی/دو ماه پيش از برپايی حکومت اسلامی، در رابطه با توجيه حضور خود و حزبش، هم‌چنين ملی‌گرايان در کنار ارتجاعيون مذهبی، در حالی که اسلام را بخش اصلی هويت ايرانی ايرانيان معرفی می‌کند، می‌گويد: «خوشبختانه “جامعه‌ی روحانيت” با درايت و هدايت مراجع عظام در تلاشی پردوام، حرکت استقلال را بازشناسی کرده است و در پيامی از حضرت آيت‌الله خمينی پيشوای بزرگ شيعيان می‌خوانيم: “اين خوان يغما که مدت‌هاست مورد هجوم چپی و راستی قرار گرفته و گاهی با صراحت تقسيم گرديده، اکنون با عناوين ديگر با کمال عوام فريبی نقشه کشی شده و مورد تقسيم قرار گرفته است”.«در اين پيام آشکار می‌شود که پيشوای روحانی ميهن ما به خوبی جناح‌های موازنه‌ی مثبت را می‌شناسند و می‌دانند که بيگانه برای ملت ايران بيگانه است و نبايد فريفته‌ی هيچيک از حرکت‌های سياسی آن‌ها شد که همه رنگ است و نيرنگ…«بدين اعتبار “جامعه‌ی روحانيت” که در فرهنگ و تاريخ ايران زمين، ريشه‌هايی بس استوار دارد، هم اکنون نيز در نخستين صف جبهه برای کسب آزادی [!] و استقلال [!] مبارزه می‌کند. بی‌جهت نيست که “روحانيت پرافتخار تشيع” بيش از همه‌ی گروه‌ها آماج حمله‌های مزدوران بيگانه شده است. بی‌جهت نيست که شهر مقدس قم، الهام دهنده‌ی پيکارهای رهايی بخش ملت ما گرديده است…» علی اصغر حاج سيدجوادی يکی ديگر از همين سنخ روشنفکران چند روز پيش از سقوط تهران و فروپاشی ايران در تاريخ ۷ بهمن ماه ۱۳۵۷در نشريه‌ی «جنبش» متعلق به خودش نوشت: «امام می‌آيد، با صدای نوح، با طيلسان و تيشه‌ی ابراهيم، با عصای موسی، با هيئت صميمی عيسی و با کتاب محمد، و دشت‌های سرخ شقايق را می‌پيمايد و خطبه‌ی رهايی انسان را فرياد می‌کند…«وقتی امام بيايد، ديگر کسی دروغ نمی‌گويد، ديگر کسی به خانه‌ی خود قفل هم نمی‌زند، ديگر کسی به باجگزاران باجی نمی‌دهد، مردم برادر هم می‌شوند [البته در اين ميان جايی برای خانم‌ها در نظر گرفته نشده است] و نان شاديشان را با يکديگر به عدل و صداقت تقسيم می‌کنند، ديگر صفی وجود نخواهد داشت، صف‌های نان و گوشت، صف‌های نفت و بنزين، صف‌های ماليات، صف‌های نامنويسی برای استعمار، و صبح بيداری و بهار آزادی لبخند می‌زند. بايد امام بيايد تا حق بجای خود بنشيند، و باطل و خيانت و نفرت در روزگار نماند…»
بنی‌صدر نخستين رئيس جمهوری خمينی بود که بعدها مغضوب درگاه او شد و در پناه سازمان مجاهدين و مسعود رجوی از ايران گريخت. او در کتاب خيانت به اميدش دروغ‌هايی را که خود او برای مطرح کردن سيد روح‌الله خمينی در پاريس می‌گفته، چنين افشا کرده است. «… ما نه از روز اول مسلمانان دو آتشه‌ای بوديم، نه به رهبر عاليقدر انقلاب اعتقاد زيادی داشتيم، نه در جريان انقلاب از “نادانی‌های” او و از “بی‌محتوايی انديشه‌هايش” بی‌خبر بوديم، و نه جنبه‌ی ارتجاعی و ضددموکراتيک اين انديشه‌ها برايمان ناشناخته بود، و نه از ماهيت دروغين حرف‌ها و قول‌هايش ناآگاه بوديم، زيرا بعدا خود ما اعتراف کرديم که اين گفته‌ها حتا منعکس کننده‌ی نظرات خود او هم نبود، حرف‌هايی بود که ما برايش می‌نوشتيم و در هنگام مصاحبه‌ها در دهانش می‌گذاشتيم، يا اصولا سخنان بی پر و پای او را نه آنطور که گفته شده بود، بلکه آنطور که می‌بايست گفته شده باشد، برای خبرنگاران ترجمه می‌کرديم!»
دکتر غلامحسين ساعدی نمايشنامه نويس فقيد ايرانی داستان ديدارش با خمينی را اين گونه بازگو کرده است:«(وقتی آقای خمينی وارد ايران شد، کانون نويسندگان ايران به ديدن ايشان رفت که راجع به مطبوعات و اين مسائل صحبت بکنند. من هم جزو آن هيئت رفتم) به نظر من خيلی کار خوبی کرديم که رفتيم. غول را وقتی که از چاه در می‌آيد، اگر نبينی و راجع به آن حرف بزنی، فايده ندارد… ديدن خمينی برای من جالب بود. قضيه از اين قرار بود که سانسور و اين‌ها دوباره پا گرفته بود و کانون نويسندگان تصميم گرفت که اندکی برود و به خود حضرت بگويد که: “دائی، ما هستيم ها.” آن وقت نشستيم به نوشتن يک متن. يک عده جمع شدند و اين‌ها و فلان. گفتيم نه، برويم و به او بگوييم، الان دستگاه دارد دست او می‌افتد. يک متنی تهيه شد که به نظر من متن خوبی هم بود… بعدش تلفن زدند که شما می‌توانيد بياييد، آقا اصلا منتظر شماست… مثلا سيمين دانشور بود، من بودم، سياوش کسرايی بود، جواد مجابی بود، باقر پرهام، شانزده/هفده نفر بوديم. جعفر کوش آبادی بود… قرار شد متن را باقر پرهام بخواند…تنها زنی که با ما بود خانم [سيمين] دانشور بود. ايشان يک روسری داشتند و اين شيخ هی می‌گفت که اين روسری را يک کمی بکش بالا مثلا صورتتان را بپوشاند… اولين آدمی که دويد و دو زانو نسشت جلو خمينی [سياوش] کسرايی بود… آقا گفت: بسم‌الله… من متشکرم… اين انقلاب فايده‌اش اين بود که ما طلبه‌ها با شما نويسندگان و اين‌ها نزديک شديم… آخرش هم گفت که: “و شما مجبوريد فقط راجع به اسلام بنويسيد. اسلام مهم است. آن چيزی که مهم است اسلام است. از حالا به بعد راجع به اسلام…” يعنی ما را سنگ روی يخ کرد. خيلی راحت. ما رفته بوديم بگوييم که سانسور نباشد، اصلا برای ما تکليف روشن کرد… خانم سيمين [دانشور] به آيت‌الله يک جور شيفتگی داشت. [سيمين دانشور همسر جلال آل احمد بود] بعد گفت: “آقا اجازه بدهيد دستتان را ببوسم.” خمينی گفت: “حالا چه فايده دارد، نبوسند، برند.”… برای من خيلی جالب بود آن حالت شيفتگی و اين چيزها [که] در بعضی‌ها بود. من خيلی وحشتناک غمم گرفته بود، برای اين که از آن کوچه‌ای که بايد ما را رد می‌کردند، روی ديوار نوشته بود: “ زيارت قبول”. کروکوديل آنجا نشسته است، می‌گويند: “زيارت قبول”. يک چيز عجيب و غريبی بود که از آن روز من هيچ يادم نمی‌رود، اين است که روی ديواری که خمينی بود و روی ماشين‌ها نوشته بودند: “قطبی رفت، قطب زاده آمد.”…»

۱۳۸۶ اسفند ۱۹, یکشنبه

که در ایران ما قحط اارجال است

...جالب است بدانید که یکی از نامزدهای ائتلاف با نگاهی به خدمت و خیانت نمایندگان مردم در دوره های مختلف مجلس و با نقد وعده‌های انتخاباتی، این شعار مردمی و ساده را برای خود برگزیده است: «قول خدمات نمی‌دهم، قول می‌دهم خیانت نكنیم.»...
نقل شده از سایت مردمک
واقعا ایران ما هم عجایب بسیار دارد ، کف انتظار و توقع مردم و شعور و بلوغ سیاسی - اجتماعی اینقدر پایین آمده که این فرد به خودش اجازه می دهد شعار انتخاباتی اش را عدم خیانت انتخاب کند .یعنی این آقا درهرجای دیگری که باشد احتمال دارد خیانت کند و حالا برای جلو گیری از آن می خواهد به مجلس برود.احتمالا کسانی هم هستند که برصداقت این ابرمرد از انتهای حلق احسنت بگویند .
مفاهیم و نهاد های سیاسی انقدراز معنا تهی شده اند که کسی هم نمی پرسد: یک نماینده چه وظیفه ای دارد ؟ مجلس قانون گذاری در چه صورتی مجلس قانون گذاری است ؟ انتخابات را در چه شرایطی می توان انتخابات نامید ؟

مناظره کرباسچی و زیدآبادی درباره انتخابات







آفتاب: غلامحسين کرباسچی دبيرکل حزب کارگزاران سازندگی و احمد زيدآبادی دبيرکل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی در نشست دو روزه دبيران سياسی انجمن های اسلامی دانشجويان دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکيم وحدت) با عنوان «اصلاحات جامعه محور» با يکديگر مناظره کردند.
به گزارش آفتاب، در اين نشست غلامحسين کرباسچی با اشاره به اين که فضای انتخابات يک فضای سياسی است، فعاليت سياسی را دارای چند اصل دانست و گفت: «يکی از اين اصول نسبی بودن سياست است. سياست به طور عام و انتخابات به طور خاص، نه يک امر آرمانی و نه يک امر ايدئولوژيک، بلکه يک امر سياسی است. دومين اصل در کار سياسی اين است که فرد بايد عمل سياسی را با توجه به عواقب آن انجام دهد و عمل سياسی را به صورت استراتژيک انجام دهد. سومين اصل، درس گرفتن از تجربه های سياسی مشابه در دوره های گذشته است.»
اين فعال سياسی چهارمين اصل در فعاليت سياسی را ارزيابی هزينه-فايده دانست و گفت: «در حال حاضر، انتخابات پيش رو به هيچ وجه در يک شرايط آرمانی قرار ندارد و ردصلاحيت گسترده ای که در اين انتخابات صورت گرفت در طول ۲۹ سال اخير بی سابقه بود. در اين شرايط دست اندرکاران امر انتخابات در پی ورود همفکران خود به مجلس هستند. حداقل خواسته اصلاح طلبان از اين انتخابات جلوگيری از ورود هر چه بيشتر افراد از پيش تعيين شده به مجلس است. من معتقدم می شود با يک بسيج همگانی در سراسر کشور جلوی تشکيل مجلس يکدست را بگيريم.»
در اين مناظره دکتر احمد زيدآبادی با اشاره به سخنان دبيرکل حزب کارگزاران گفت: « نه شرکت پرشور و حرارت و نه تحريم انتخابات گزينه مناسبی به نظر نمی رسد. در دوره ای که همه ارکان انتخابی کشور در دست اصلاح طلبان بود کاری نتوانستند از پيش ببرند و نتيجه ای نگرفتند. ما در نيروهای خودی، شاهد نقد به خود نبوده ايم و هميشه دنبال مقصر می گشتيم. تجربه نشان داده که اصلاح طلب ها نيروهای تاثيرگذار و موثری در مواقع بحرانی نيستند. تجربه نشان داده است که بسياری از نيروها وارد انتخابات می شوند، آن ها اين نيروها حذف می کنند، سپس اين ها لابی می کنند، انتخابات برگزار می شود و با کسب اندک توفيقی تا انتخابات بعد منتظر می مانند و اين امر که نوعی بازی دادن نيروهای اصلاح طلب است، ادامه می يابد.»
زيدآبادی به ضرورت تبديل شدن اصلاح طلبان به نيروهايی متشکل اشاره کرد و گفت: «اگر تشکيلاتی داريم بايد آن را گسترش دهيم. نبايد به فکر فضای عمومی ناشناخته توده وار بود، بلکه بايد تاثيرگذاری بر روی گروه های کوچک و نظام مند صورت گيرد. احزابی که حاشيه امنيتی دارند، بايد بهتر از اين کار کنند. احزاب تکنوکرات و بروکراتی مثل کارگزاران بايد بهتر بتوانند نيرو جذب کنند. به نظر من بايد ۱۰ سال گذشته را جمع بندی کرد و از آن عبور کرد و برای دوره ای عطای مشارکت در قدرت را به لقايش بخشيد و سعی کرد در سطح پايين تر و در گروه های کوچک تر تبديل به نيروی تاثيرگذاری شد.»
کرباسچی در ادامه اين مناظره در پاسخ به سخنان دبيرکل ادوار تحکيم گفت: «جای طرح بحث در خصوص داشتن حوزه عمومی قدرتمند و گسترش تشکيلات، مقطع انتخابات نيست. من اين پيشنهاد که اصلاح طلبان جمع شوند و نيروی متشکلی را سامان دهند، قبول دارم. اين که آقای زيدآبادی می گويند کارگزاران از امکاناتش استفاده نمی کند، بايد گفت بر خلاف تصور، اين حزب امکانات محدودی دارد و بايد قضاوت را در اين خصوص معتدل کرد. مردم زمانی عضو احزاب ما می شوند که فکر کنند ما می توانيم جای پايی در قدرت داشته باشيم. حضور در قدرت ولو به صورت ضعيف موثرتر از تحريم است. تحريم جدا کردن حساب خود از نظام است. ما نمی خواهيم تبديل به حزب زيرزمينی شويم.»
شهردار اسبق تهران در ادامه افزود: «من نمی توانم قبول کنم که از اساس به انتخابات بی توجه باشيم و کاری نکنيم. اگر در مجلس هشتم فضايی باشد که صدايی بلند شود و اقليت بتواند با بحث هايی که در مجلس می کند اکثريت را به سمت انشعاب ببرد، اين کار کمی نيست. مردم نبايد از پای صندوق های رای کنار بروند، اين حرف مهمی است. اگر مردم حضور پيدا کنند مجلسی مانند مجلس ششم شکل می گيرد، اگر مردم نباشند، مجلسی مثل مجلس هفتم درست می شود. حضور مردم می تواند ترکيب مجلس را بر هم بزند و در شرايط نابسامان فعلی، اين حضور حداقلی تاثيرگذار است.»
زيدآبادی در ادامه اين جلسه خاطرنشان کرد: «در سياست می توان مشی پراگماتيستی را در پيش گرفت و آن قدر با اين مشی و انتخاب بين بد و بدتر پيش برويم که در نهايت بين قاتل که يک باره ما را بکشد و قاتلی که با شکنجه ما را به قتل برساند، مخير باشم. اما به نظر من بايد بين اصولی که داريم و واقعيت موجود پلی بزنيم که با عقل سليم توجيه پذير باشد. نه بايد موضعی ايدئولوژيک نسبت به مسائل داشته باشيم و نه موضعی فضايی اتخاذ کنيم. اين که شما می فرماييد پايی در قدرت داشته باشيم تا تشکيلاتمان قدرتمند باشد، صحيح است. ولی اين مسئله صورت نپذيرفت، مگر تجربه ۸ سال اصلاحات پيش روی ما نيست؟! مسئله اين است که اصلاح طلبان علاقه مند به حضور در ساختار قدرت هستند، حال با چه معياری، مشخص نيست. عدم حضور مردم به خاطر نداشتن تشکيلات است. به نظر من خيلی نبايد نگران تشکيل مجلس يکدست بود چرا که شکاف بين اقتدارگرايان قطعی است و اين شکاف يک دستی را در مجلس از بين می برد. اصلاح طلب ها نبايد مشی پراگماتيستی را تا آن جا ادامه دهند که حاکميت تصور کند هر چيزی که به آن ها تحميل کند، آن ها می پذيرند.»
کرباسچی در اين مورد گفت: «در ترکيه و پاکستان نظاميان قدرت اصلی را در دست دارند، البته با ايده ای عکس و لائيک. در ترکيه حزب آقای اربکان منحل شد و ايشان را به زندان انداختند، ولی آن ها با پافشاری بيش از پيش دوباره آمدند، مقاومت کردند و قدرت را در دست گرفتند. در پاکستان عليرغم تبعيد شدن مداوم نيروهای سياسی، از سوی آن ها دائما مقاومت صورت می گيرد. از اول برگزاری انتخابات در ايران، با وجود جا به جايی اقليت و اکثريت در جا زده ايم. اصلاح طلبان که می آيند با بحران مواجه می شوند، دوباره اصولگرايان می آيند و اين سيکل ادامه می يابد. به نظر من نيروهای تعديل شده اصولگرايان با نيروهای تعديل شده اصلاح طلبان بايد با هم بسازند. من بحث شما را در حفظ حيثيت سياسی از سوی افراد و جريانات سياسی اصلا قبول ندارم، حيثيت ما، مملکت ماست.»
در پايان اين مناظره زيدآبادی خاطرنشان کرد: «نيروهای سياسی وقتی می خواهند وارد انتخابات و ميدان شوند، متناسب با سرمايه شان وارد می شوند. نبايد حيثيت خود را فدای کاری کنيم که ارزش ندارد و يک نيروی سياسی بايد گاه از حکومت کناره گيری کند و زمانی که اقبال به سوی او بود و می دانست حضورش موثر است، به ميدان بيايد. من نمی گويم مشی انقلابی موثر است، اما واقعيت اين است که نبايد سرمايه حيثيت خود را که، محدود است، پای هر چيز بی ارزش يا کم ارزشی بگذاريم. بايد با داشتن جدول زمانی، رفتارهای متفاوتی از خود بروز دهيم. اگر می خواهيم نقش بزرگتری در آينده داشته باشيم، بايد از برخی صحنه ها پرهيز کنيم.»
کرباسچی در پاسخ به سوال يکی از دانشجويان که در مورد کارنامه اقليت مجلس هفتم پرسيد، گفت: «نمی توان به کلی تجربه اقليت را زير سوال برد. همين تعداد نماينده در دوره آقای احمدی نژاد کارهايی انجام دادند. حالا اگر مجلس چندان در مسايل امنيتی و هسته ای نقش ندارد، به دلايل ديگری ارتباط پيدا می کند. اما مثلا در رابطه با بودجه، برنامه توسعه، چشم انداز ۲۰ ساله و… نقش مجلس پررنگ است و همين طور بسياری از سمت ها از طريق مجلس تعيين می شود. اگر تجربه اقليت مجلس ضعف دارد بايد به رفع اين ضعف بپردازيم نه اين که اساسا تمام اين تجربه را زير سوال ببريم. اين مجلس مثلا نمی توانست در رابطه با زندانی شدن دانشجويان کاری انجام دهد، اما يقينا در عرصه های ديگر تاثيراتی گذاشته است.»



کرباسچی در پاسخ به اين سوال که چرا فکر می کنيد حتما بايد کانديدای اصلاح طلب معرفی کنيد، در حالی که برخی از نمايندگان مستقل در مجلس هفتم، مانند آقای مشيری، تجربه موفق تری داشتند، گفت: «ما بايد از افراد انتظار درست و معقولی داشته باشيم. وقتی ما جبهه ای فکر کنيم نبايد همه را با طول و عرض مساوی و برابر اندازه گيری کنيم.»
گفتنی است، نشست دبيران سياسی دفتر تحکيم وحدت (طيف علامه) در حالی ۱۶ و ۱۷ اسفند، در تالار گفت و گو برگزار شد که اين اتحاديه دانشجويی از اواسط دوره دوم رياست جمهوری محمد خاتمی امکان برگزاری هيچ نشستی در دانشگاه‌ها و اماکن عمومی نداشته است.
به گزارش آفتاب در اين نشست علاوه بر مناظره کرباسچی و زيدآبادی، عباس عبدی، حبيب الله پيمان، عليرضا صرافی، عبدالرضا تاجيک، تقی رحمانی،‌ پروين اردلان و تعدادی از دانشجويان نيز سخن گفتند. دفتر تحکيم وحدت در اين نشست که در آستانه انتخابات مجلس هشتم برگزار شد هيچگونه موضعگيری انتخاباتی ارائه نداد.

رهبر مادام العمر

رادیو فردا
کمتر از يک هفته مانده به برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در ايران، روزنامه واشينگتن پست گزارش می دهد که براساس نتايج يک نظرسنجی، بخش وسيعی از مردم ايران خواستار برگزاری انتخابات مستقيم برای تعيين مقام رهبری هستند...
به نوشته واشينگتن پست، از ميان ايرانيانی که در اين نظر سنجی شرکت کرده اند فقط هشت درصد هوادار محافظه کاران هستند و ۲۲ درصد می خواهند به اصلاح طلبان رای دهند. همچنين در همه استان های ۳۰ گانه ايران، از هر چهار نفر، يک نفر گفته که نمی داند در انتخابات مجلس به چه کسی رای دهد.
اين نظر سنجی که ماه پيش در ايران و به وسيله دو نهاد غير انتفاعی آمريکايی انجام شده، از جمله نتيجه می گيرد: بيش از ۸۰ درصد از کسانی که به پرسش های اين نظرسنجی پاسخ دادند با آنکه طرفدار هيچ نامزدی نبودند گفتند در انتخابات ۲۴ اسفند شرکت می کنند!!!
بر طبق نظرسنجی این روزنامه، محمود احمدی نژاد وضعيت بهتری نسبت به گذشته پيدا کرده است و ۴۲ درصد از افراد شرکت کننده در نظرسنجی، سياست های اقتصادی رييس جمهوری اسلامی را در «مسير درست» ارزيابی کرده اند!! اين در حالی است که در ماه ژوئن گذشته، تنها ۲۷ درصد از شرکت کنندگان نظر مساعدی درباره سياست های اقتصادی آقای احمدی نژاد داشتند.
---
اگر این آمار و ارقام درست باشد ،می شود فکرکرد که انتخابات هم برایمان شده سرگرمی و تفریح . تنها چیزی که توجهی را برنمی انگیزاند معنی و هدف از انتخاب است و نتایجی که از آن عاید ملک و ملت می شود. به قول مرحوم میرزاده عشقی :
... شد دایمی ریاست خــــرها به ملک ما /ثبت است بر جریده عالم دوام خر
هنگامه یی به پاست ، به هر کنج مملکت /از فتنه خواص پلید و عوام خر
آگاه از سیاست کـــــابینه کس نشد /نبود عجب که نیست معین مرام خر
شخص رییس دولت ما ، مظهر خر است/نبود بجز خر، آری قائم مقام خر ...
قارقار گنجشك‌ها!
رمزگشايي از سخنان مجيد مجيدي عليه سروش، طنزنوشته ای از م. ف

داناترین



رئيس حزب اعتماد ملي در گفت‌وگو با هفته‌نامه نيوزويك درباره دلايل نگراني‌هاي خود پيش از انتخابات گفت: «تعداد زيادي از افراد شايسته كه مي‌توانستند نامزد مجلس باشند صلاحيتشان رد شد.»
وي با اشاره به مذاكرات كه با مقامات عاليرتبه داشته تاكيد كرد كه شرايط انتخابات هم‌اكنون بهبود يافته است.

وي تاكيد كرد: «دموكراسي در جوامع مختلف معني مختلفي دارد. افرادي مانند من هستند كه مي‌دانند كجا زندگي مي‌كنند و چگونه بايد دموكراسي را در كشورشان تدوين كنند.»

وي در پاسخ به اين سوال كه مهمترين انتقاد وي درباره جنبش اصلاح‌طلبي در دوره آقاي خاتمي چيست،‌ افزود: «مهمتر از همه شيوه تخريبي آنها بود. آنها بخش‌اسلامي جمهوري اسلامي را زير سوال مي‌بردند. جمهوري اسلامي، حكومتي است كه از سوي مردم كشوري انتخاب شده كه اكثريت مردم آن مسلمان هستند.»

---

خدا را شاکریم که با تایید صلاحیت قطره چکانی ( به قول اصلاح طلبان )چند عضو اعتماد ملی اوضاع بهبود یافته است . درخواست بنده حقیر از عمو کروبی دانا اینست که در کتابی یا مجموعه جلساتی به این همه «سرگذشته راه دموکراسی »هم بگویند که چگونه باید آن را در کشور تدوین کرد.( ولی شیطون 30 ساله میدونسته و هیچی نگفته بود). آقای کروبی نسل پدران ومادران ما شکری خوردند و ج.ا. را انتخاب کردند ، الان هم از شدت شیرینی آن همه مرض قند گرفته اند . آیا نسل من هم ج.ا. را انتخاب می کند ؟!!